چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۴
مهم‌ترین رسالت امروز جامعه رسیدن به قله و تحقق اراده و استقلال سیاسی است

حوزه/ نوشتاری از حجت‌الاسلام عابدی گفت: امروز وظیفه ملی است که گامی را که رهبری شهید برداشت در سایه وحدت ملی ادامه بدهیم و تا تحقق اراده و استقلال سیاسی از پای ننشینیم و این همان قله ای هست که امام شهید پیش بینی کرده بود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، نوشتاری از حجت‌الاسلام محمد عابدی، عضو هیئت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با موضوع استقلال سیاسی سکوی عزت ملی منتشر شده است.

۱. چیستی استقلال سیاسی: استقلال سیاسی بدین معناست که کشور در تصمیم‌گیری‌های مربوط به خود در صحنه داخلی و هم در صحنه خارجی آزادی کامل داشته باشید و بتواند اراده تصمیم‌گیرانش را حاکم کند و این اراده در قالب اراده ملی تبلور یابد. اگر اراده ملی توسط مولفه‌های خارجی با خطر قرار مواجه شود، استقلال سیاسی کشور «متاثر» و به همان میزان کشور به سمت وابستگی سیاسی کشیده می‌شود.

۲. خاستگاه قرآنی و قانونی استقلال سیاسی: خدای متعال می فرماید «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نسا:۱۴۱) اساساً خدای متعال خواهان این است که کافران بر مؤمنان راه نفوذ و اثرگذاری و سلطه نداشته باشند و نتوانند بر مومنان سلطه داشته و اراده خود را تحمیل بکنند، البته ‌آیه مطلق است و مراد آن همه حوزه فردی و اجتماعی را شامل می‌شود و جامعه مومنان لازم است برای محقق کردن این اراده الهی تلاش کنند.

بنابراین یکی از اصول مهم برای «کشور قرآنی» حاکمیت دادن به اراده ملی در همه حوزه اقتصادی ، فرهنگی، آموزشی، صنعتی، اعتقادی ، نظامی ، امنیتی ، و بخصوص سیاسی است. قانون اساسی نیز به حفظ استقلال کشور تاکید دارد و استقلال‌سیاسی از شعارهای اساسی مردم ایران در انقلاب بود و این آرمان در شعار« نه شرقی، نه غربی» تبلور یافت.بر این اساس وجود و هویت «جمهوری اسلامی» وقتی معنا می‌یابد که شرق و غرب نتوانند اراده خود را بر حاکمیت ملی ایرانیان تحمیل بکنند.

۳. ظهور استقلال سیاسی در مسئله هسته‌های: ادبیاتی که رهبر شهید انقلاب در مسئله هسته‌ای به‌کار می برد با چنین عباراتی بیان می‌شد: آمریکایی‌ها می گویند در حوزه هسته ای شما تا این میزان بیشتر پیشرفت نکنید سلاح هسته ای نداشته باشید ابزارهایی که در لبه تکنولوژی هستند را شما نداشته باشید.

به شما چه ارتباطی دارد؟ جمله «به آمریکا چه ارتباطی دارد» به جهت سادگی و پیراستگی از پیچیدگی‌های علمی وسیاسی، با جان و وجدان مخاطب ایرانی ارتباط برقرار می‌کرد، در عین حال تبیین نظریه «استقلال سیاسی جمهوری اسلامی در جهان» و مبتنی بر «هویت مستقل جمهوری اسلامی» است و ترجمه این ایده است که «مسئله هسته‌ای مسئله داخلی ایران هست،پس اراده ایرانی درباره آن تصمیم می‌گیرد و اراده واحدهای سیاسی دیگر (چه به عنوان کشور یا منطقه یا بین الملل) مشروعیتی برای دخالت ندارد.در مقابل واحدهای سیاسی بیرونی، تاکید دارند که باید در تعیین تکلیف میزان حضور کشور در لبه تکنولوژی‌ها و پیشرفت در انرژی هسته ای و… نقش داشته باشد.

این یعنی تحمیل اراده خارجی ودشمنی با اراده ملی و حاکمیت ملی ایران. باید توجه داشت که اگر استقلال‌سیاسی باشد مسئله هسته‌ای، داخلی و گرنه مسئله بین المللی می‌شود؛ و رهبری نیز همواره در تلاش بود مسئله داخلی مطرح بکند و در همین فضا، استقلال ملی و مفاهیمی چون عزت ملی، غیرت ملی، شرافت ملی و … تولید می‌شد.

۴. حکایت نزدیک شدن به قله: تاکید رهبری بر این بود که ما به قله نزدیک شده‌ایم. منظور این بودکه کشور در آستانه استقلال سیاسی و… است و به زودی به وضعیتی خواهد رسید که فارغ از اراده های دیگران و سلطه، بتوان اراده ملی خود را به حاکمیت نشاند به گونه‌ای که در حوزه اقتصاد، فرهنگ، علم و دانش و … اگر دشمن خواست اراده ملی را در هم بشکند، کشور دچار مشکل نشود. تمهیدات رهبر شهید طی چند دهه مانند اقتصاد مقاومتی در حوزه اقتصاد، فناوری‌های نوین در حوزه فناوری با تکنولوژی های بسیار پیشرفته و… در همین مسیر سامان گرفت.

۵. سنگ‌اندازی‌ها در مسیر تحقق استقلال سیاسی: در حقیقت کشور در آستانه استقلال سیاسی و تثبیت اراده ملی بود، اما همزمان دشمنان ملی با مدیریت سلسله موج‌های نارضایتی عمومی و اغتشاش‌های پی در پی انسجام ملی را با تهدیدات جدی مواجه کرد. در این میان تحریم‌های دشمن‌ساز، گرانی‌های مهندسی شده، کم‌ارزش سازی پول ملی، مدیریت ناکارآمد سوخت، سیاستهای غلط اقتصادی و شکاف‌های نسلی ؛ رها شدن فضای مجازی و تربیت نسلی گسیخته از ارزشهای ملی و مذهبی و….به عنوان آتش تهیه شعله ور شدن نارضایتی و اغتشاشات عمل کرد و در نهایت انسجام ملی شکننده شد و پشتوانه ملی نظام در برابر مداخلات خارجی کاهش یافت.

۶. پیامدهای تضعیف انسجام ملی بر استقلال سیاسی: بخشی مهم آنچه باعث جنگ دوازده روزه یا جنگ های قبلی شد، این بود که وقتی انسجام ملی در خطر قرار می گرفت: اولاً دشمن با سوار شدن بر موج اعتراض‌ها، آن را تبدیل به اغتشاش‌های متوالی می‌کرد. ثانیاً در چنین وضعیتی غلبه بر دشمن بسیار مشکل بود. ثالثاً به جهت همین محدودیتها، عکس العمل کشور نسبت به مداخله خارجی به نوعی قابل پیش بینی شده بود و دشمن می‌دانست تصمیم‌گیران کشور به خاطر ترس از وضعیت انسجام ملی و بروز تفرقه های متعدد و… تا آستانه خاصی به تقابل و جنگ ادامه خواهند داد و در همین فضای پیش بینی‌پذیر بسیاری از بزرگان کشور را به شهادت می رساندند.

۷. خونی که در رگ‌های انسجام ملی جریان یافت: تاریخ انقلاب نشان داده است که انسجام ملی در مواقع خطر به نحوی تقویت شده و تیر دشمن به سنگ خورده است. با شهادت رهبر معظم انقلاب، برخلاف تصور دشمنان (پاشیدگی کامل نظام ملی بعد از زخم‌های عمیق به انسجام ملی) خون تازه ای در رگ های ملت و کشور دمیده شد و انسجام ملی معجزه گونه تقویت و احیا شد و درجه‌ای از انسجام پدید آمد که دست نیروهای کشور( از نظامی تا دیپلماسی) برای دفاع از اراده ملی پرتر از همیشه شد و بیش از هفتاد روز است که حرارت خون شهید مظلوم در دلها باقی است و خیابان ها در جوشش مردمی‌اند. البته ملت ایران قبلا نمونه‌هایی از کارکرد ترمیمی خون مظلوم برای انسجام ملی را تجربه کرده بودند، همان گونه که خون شهید بهشتی چنین تاثیری داشت و نمونه اعلای آن را مردم در فرهنگ حماسی شیعی مانند شهادت امام حسین(ع) صدها سال است که بازخوانی می‌کنند.

۸. وظیفه ملی برای رسیدن به قله استقلال سیاسی: با عنایت به آنچه بیان شد امروز وظیفه ملی است که گامی را که رهبری شهید برداشت در سایه وحدت ملی ادامه بدهیم و تا تحقق اراده و استقلال سیاسی از پای ننشینیم و این همان قله ای هست که امام شهید پیش بینی کرده بود که ملت به آن نزدیک شده اند. اگر ملت ایران از این فرصت تاریخی استفاده بکنند، می تواند بر قله عزت ملی بنشینند،به‌گونه‌ای که کسی تردید نکند که مسئله‌هسته‌ای، و…. مسئله ملی و خارج از حیطه اظهار نظر(چه رسد به اعمال نظر) خارجی است وآن روز است که ملت ایران آیه «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» را در عصر خود محقق خواهند کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha